خونه گرم ه . امن ه . گلها دراوجزیبابی خودشونن. مث خودم. باوجود ریه درد و گلو درد و کلیه درد . دردها مث بازی( قمچان) هفت سنگ ه برام. باهاشون بازی کردم.مث مهره های شطرنج . دوستی گفت تو خیلی باهوشی که صبح تو با انرژی و لبخند آغاز میکنی. شاید . نمیدونم. دور خودم میچرخم ببینم میتونم برآورد کنم چقد برام توانی برای ادامه باقی مانده آیا اون جمله مخاطب ناآشنا که ازروی انرژیش شناختمش توسرمه. آزادی من آوردی . منبع
درباره این سایت